تبليغاتX
فراتر از بودن
جمعه بیست و هفتم مهر 1386
تبریک...

خدای من،

جانم را در این میانه گرو می گذارم كه باارزش تر از آن چیزی ندارم. و تنها یك چیز از تو می خواهم؛ خوشبختی شان را كه خوشبختی آن ها خوشبختی من است.

 

عزیزترینم به سراغ تمام كلمات رفتم. می خواستم شاعرانه ترین جملات دنیا را تقدیمت كنم. می خواستم تمام این محبتی را كه در دلم موج می زند روی كاغذ به جولان دربیاورم، می خواستم حداقل برای یك بار هم كه شده ببینی چقدر دوستت دارم، و چقدر خوشبختی ات را می خواهم، و چقدر خوشحالم كه خوشحالی.

سعی كردم، تمام سعیم را، ولی نشد. كلمات قاصر بودند. جا می ماندند. به یاد آوردم جمله بوبن را كه می گفت «برای بیان عشق همواره به كلمه های عاشقانه نیاز نیست بلكه زیر و بم لازم است، نه جدیت، به خصوص نه جدیت. زیر و بم، اشك و لبخند». تمام اشك ها و خنده هایم تقدیم به تو عزیزم، چیزی به جز دعایم و آن ها ندارم كه پیشكش كنم. ببخش كه ناچیزترین است...

مهربانم دلم می خواست اولین تبریك از آن من باشد، خنده هایت ابدی، شادی ات پایدار و خوشی ات روزافزون!

+ نوشته شده در 20:37 توسط فائزه.