تبليغاتX
فراتر از بودن
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
همه دلم

 

برای بهترین و عزیزترین دوستم؛

 

بسیار دل می بندم و شدید دوست می دارم، اما بلد نیستم دل كندن را. هر بار كه خواستم دل بكنم از چیزی، تكه ای از دلم را جا گذاشتم. این بار فكر می كنم همه دلم را جا گذاشته باشم...

پ.ن: هر انسانی كه شادی های بزرگ را به تجربه نشسته باشد باید كه غم های بزرگ را نیز به جان بپذیرد...

اما این بار، طوفان احساسات گذشت. و من خوشحالم، خوشحالم به خاطر داشتن دوستی كه می شود به این اندازه به خاطرش دلتنگ شد...

 

 

+ نوشته شده در 15:36 توسط فائزه.