
آخر واقعه پيداست ...
واقعه اول حسين بن علي ، سوئي ديگر يزيد بن معاويه بن هند
حسين کشته مي شود و اهل البيت شکست خورده به اسارت گر فته مي شوند.
واقعه دوم( جمل) علي بن ابيطالب ،سوئي ديگر ام المومنين ،طلحه و زبير
علي پيروز ميشود و قائله خاتمه پيدا مي کند.
واقعه سوم (صفين) علي بن ابيطالب ، سوئي ديگر معاويه بن هند
معاويه پيروز نهايي ميدان است و علي با ياران زبان بسته اش(زبان به شکم بسته شايد!!)به کوفه باز مي گردد.
واقعه چهارم مصالحه حسن بن علي با معاويه بن هند
معاويه پيروز بلا منازع کارزار است. ياران حسن درحسابگري اشرفي ها براي آخرت خويشند(و حسن در کنجي به آسمان سکوت کرده است).
راز در کجاست؟!
چهار واقعه . پيروز و شکست خورده ، خود را حق مي داند.
صحابه ها هر يک مدعي اند.
خويشاوندي با پيامبر امتياز نيست
در هر واقعه طرفين خود را ولي منتسب از جانب خدا مي دانند
احاديث نقل شده در تاييد هر کدام از طرف پيامبر فراوان است.
نشانه اي ديگر :
واقعه دوم
شتري سرخ موي پيدا شده ،پيامبري آمده است،شايد خدايي ،عرب مي داند!
واقعه سوم
در ميانه ي راه ياران علي به اطاعت از قرآن ميانديشند.صداي سکه دلهاي نازک مسلمين را به درد آورده است .نکند معاويه به حق بوده و به ناحق جنگيده اند؟!
واقعه چهارم
قدرت زر ،معاويه را خليفه بلا شکي مي کند
واقعه اول
نامه حسين را ابن عقيل به کوفيان مي رساند.به هنگام ورود به مسجد براي نماز بيش از سه هزار تن بودند.در رکعت دوم هزار تن مي مانند.به هنگام سلام نماز سيصد تن و وقتي از مسجد بيرون مي رود به دنبال سرپناهي مي گردد تا شب را به روز برساند!
رسول ديگر حسين مي نويسد اينجا دلها بر هواي توست ،شمشيرها بر جفاي تو .برگرد حسين،برگرد..
نوشته شده توسط ف -سپيد